عباس عطار ; عکاسی ایرانی با شهرتی بین المللی
عباس عطار، متولد ۱۳۲۳ در «خاش» از توابع استان سیستان و بلوچستان است. وی پس از گذراندن تحصیلات معمول خود در ایران، برای ادامه تحصیل به انگلستان رفته و در رشته مطبوعات و ارتباطات فارغالتحصیل میشود. وی در 1981 به مگنوم پیوست. و در ۱۹۸۵ عضو تمام وقت مگنوم شد.
آژانس عکس “مگنوم” در سال ۱۹۴۷ به وسیله هنری کارتیه برسون ، رابرت کاپا و تعدادی از عکاسان جنگ تشکیل شد که برای نشان دادن وقایع مختلف سیاسی و اجتماعی دنیا به وسیله عکس دور هم جمع آمده بودند.این آژانس در نیویورک ، لندن ، پاریس و توکیو شعبه دارد و عکاسان را برای کار در بخش های مختلف مطبوعات ، تلویزیون ،تبلیغات ، انتشاراتی ها ، گالری ها و موزه های مختلف در جهان آماده می کند .
عباس عطار از سال ۱۹۸۱ عضو این آژانس شد واز سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ به مقام ریاست مگنوم درآمد.. او در فرانسه زندگی می کند در دنیا با نام عباس مگنوم معروف است.
26 ساله بود که عکسهایش در مجلات جهان به چاپ رسید؛ عکسهایی با قالب سیاسی و اجتماعی.
بیشترین عکس های او در زمینه جنگ و انقلاب در بیافرا ، بنگلادش و ویتنام و خاورمیانه و شیلی و آفریقای جنوبی، همراه با مقالاتی از آپارتاید) یکی از اشکال تبعیض نژادی (در مجلات مختلف جهان چاپ شده است. عباس در سال ۱۹۸۳ به مدت سه سال به مکزیک می رود و همراه با عکاسی از این کشور کتاب ” بازگشت به مکزیک ” (” Return to Mexico “) را می نویسد .وی پیش از این نیز کتاب” ایران ” مربوط به وقایع انقلاب را منتشر کرده بود . از آن زمان به بعد عکس های او از بعضی مراسم و وقایع جهانی حتی به شکل سفرنامه در قالب کتابی در می آیند که در آنها گاهی تصویر به جای کلمات می نشیند .
عطار علاقه خاصی به مباحث مربوط به مذهب به خصوص اسلام و برخورد مذاهب و عقاید در دنیای مدرنیته دارد و بهترین و بی نظیرترین عکس هایش را در این زمینه به ثبت رسانده .کتاب مصورو معروف ” الله اکبر” ( Allah O Akbar) نمونه کاملی از عشق او به دانستن و عمیق شدن در مذهب و اعتقادات دینی مسلمانان است . کتاب های دیگر او چهره های مسیحیت(Faces of Christianity ) و خاطرات ایران ( Iran Diary ) از سال ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۲ است .
خودش معتقد است که عکاس به دنیا آمده : به قول یک نویسنده بزرگ اگر حرفه و شغل درستی داشته باشی ، نیازی به جاه طلبی نداری و من در شرایط خوبی برای استفاده از علایقم قرار گرفتم.
او بیش از ۱۴ سال از زندگی حرفه ای و عکاسی اش را وقف ثبت مساِیل مذهبی و تقابل نگاه های نهفته در مذاهب جهان کرده : مذهب معمای بزرگی در زندگی من محسوب می شود. این موضوع دلربا سال ها مرا شیفته خود کرده و بالاخره توانستم بفهمم که چرا مردم به تشریفات مذهبی پایبند هستند و نیاز روحی عمیق آنها حکم می کند که اعتقادات خود را استوارنگه دارند.
عباس اواخر دهه۱۹۷۰ بعد از تحصیل در رشته مطبوعات و ارتباطات در انگلیس و کار در فرانسه به ایران برگشت .عکس های او از انقلاب اسلامی ایران و حوادث حاشیه ای آن و همچنین تصرف سفارت آمریکا در ایران در تاریخ جنگ و انقلاب دنیا ثبت شد : “مردم حوادث آن سال ها را به یاد نمی آورند ، آنها با عکس های این دوره خاص ارتباط دارند و عکس ها را به یاد می آورند. حافظه ها از بین می رود ولی امکان ندارد که عکس ها همه چیز را برای مردم زنده نگه ندارد.
عباس مگنوم هیچ وقت رفتار و اعتقادات خود را آموزش نمی دهد و معتقد است هر کسی در راهی که عقیده شخصی دارد ، به شکل هدفمند حرکت خواهد کرد: رابرت کاپا معتقد است ” اگر عکس های شما به اندازه کافی خوب نیست ، حتما به اندازه کافی به سوژه نزدیک نشده اید. من معتقدم که غیر از نزدیکی فیزیکی به سوژه باید ارتباط نزدیک تری را از لحظ روحی با آن برقرار کنیم.
هر عکاسی در ابتدای راه باید بداند که برای عکاس شدن به معنای واقعی ابتدا باید خود را جزیی از سوژه و آدم های آن سوی لنز خود بداند نه چیزی جدا از آنها. مسلما یادگیری چنین درسی اصلا ساده نیست و گاهی خنده دار هم به نظر می آید چون وقتی کار عکاس تمام می شود ، از فضا ، اشیا و آدم ها جدا می شود و به خانه می رود.
او در مورد تغییرات نهایی عکس بعد از لحظه نهایی می گوید : من نمی گویم که عکس نباید دستکاری شود و ایرادات آن گرفته شود بلکه معتقدم باید آشکار باشد که چه اتفاقی برای عکس افتاده . مسلما بسیاری از بهترین و برترین عکس ها و هنرهای تصویری به شکل دیجیتالی گرفته شده اند ولی عکاسی مستند باید کاملا آزاد از این قید و بند ها باشد.عکاسی اجتماعی و مستند با کار تلویزیونی و سینمایی متفاوت است و باید اصالت و جریان درونی تصویر حفظ شود.
او می گوید : ما در مگنوم هیچ چیزی برای تقابل با تکنولوژی روز نداریم. در واقعیت کامل زندگی می کنیم و استفاده صد درصدی از اینترنت و امکانات وب داریم تا تصاویر را به شکل آنلاین روی سایت قرار دهیم و به روز باشیم.
عباس عطار عکس های منحصر بفردی از اشخاص ، اماکن و اتفاقات مختلف دارد که گنجینه تصویری با ارزشی محسوب می شود ، عکس های او از شاه ایران در فرودگاه مهرآباد ، و از مراسم مذهبی – آیینی مختلف از جمله عکس های معروف او هستند.
11جلد کتابی که تاکنون از او به چاپ رسیده، تنها بخشی از فعالیتهای سیو ششساله او را شامل میشود. در پس چهره جدی عباس عطار – که گاهی خشک و بداخلاق به نظر میرسد– طنزی شرقی نهفته است.
علاقه خاص او به مباحث مربوط به مذهب سفرش به جهان بودیسم از 2008-2010 و همچنین یک پروژه بلند مدت مشابه در آیین هندو در سال 2013 را در پی داشت. او در حال حاضر در کنکاش دین یهودیت کار جدیدی را در سراسر جهان آغاز نموده است.
وقتی شما عکاس آماتوری هستید، یا نه عکاسی حرفه ای هستید اما مخاطبان محدودی دارید، هیچگاه تحت اتهام داشتن گرایشات سیاسی و اعتقادی قرار نخواهید گرفت. اما عباس عطار، به دلیل شهرت فراوان و همچنین توانمندی ویژهاش در عکاسی، همیشه آثارش زیر ذرهبین بودهاند. عکسهای وی از کشورهای مسلمان، بازخورد ویژهای در کشورمان داشتند.
یکی از منتقدین هنری نیز در روزنامه شرق درباره آثار او چنین مینویسد:
«کتاب مصور و معروف «الله اکبر» (Allaho Akbar) نمونه کاملی از عشق او به دانستن و عمیق شدن در مذهب و اعتقادات دینی مسلمانان است. او بیش از ۱۴سال از زندگی حرفهای و عکاسیاش را وقف ثبت مسائل مذهبی و تقابل نگاههای نهفته در مذاهب جهان کرده است.»(روزنامه شرق، ۸۲/۱۰/۴)
عباس در اوخر دهه هفتاد شمسی، پس از ۱۷ سال به ایران بازگشت. وی با حضور در نقاط مختلف ایران، به عکاسی پرداخت و وطن خویش را از قابهای زیبای خود محروم نکرد. حضور عباس در ایران و گرفتن عکسهای اجتماعی و سیاسی او، خالی از حاشیه نبود.
هنری کارتیه برسون برای من مانند یک «عمو» بود. در دنیای من «عمو»ها نماد شکل خاصی از محبت هستند. آنها به سختگیری پدر نیستند.
من دنیا را سیاه و سفید میبینم و گرفتن عکسهای سیاه و سفید به من کمک میکند تا بر واقعیت مستولی شوم.
آیا عکاسی نوشتن با نور نیست؛ با این تفاوت که نویسنده در زمان نوشتن مستولی بر کلمات است اما در عکاسی، این عکاس است که تحت تأثیر عکسش قرار میگیرد؛ با این تفاوت که باید پا را از مرز واقعیت فراتر بگذارد تا زندانیاش نشود؟(همشهری آنلاین ۸۵/۸/۲۶)
کتاب ها
• Iran, la révolution confisquée, Clétrat, Paris 1980
• Retornos a Oapan, FCE Rio de Luz, Mexico 1986
• Return to Mexico, W.W.Norton, New York 1992
• Allah O Akbar, voyages dans l’Islam militant, Phaidon, London 1994
• Allah O Akbar, a journey through militant Islam, Phaidon, London 1994
• Viaggio negli Islam del Mondo, Contrasto, Roma 2002
• Voyage en chrétientés, La Martiniere, Paris 2000
• Faces of Christianity, A.Abrams, New York 2000
• Glaube-liebe-hoffnung, Knesebeck, Munchen 2000
• IranDiary 1971-2002, Autrement, Paris 2002
• IranDiario 1971-2005, Sagiattore, Milano 2006
• Abbas, I Grandi Fotografi di Magnum, Hachette, Milano 2005
• Sur la Route des Esprits, Delpire, Paris 2005
• The children of Abraham, (exhibition catalogue), Intervalles, Paris 2006
• In Whose Name?, Thames and Hudson, London 2009
• “Ali, le Combat”, Editions Sonatines, Paris 2011
• “Les Enfants du lotus, voyage chez les bouddhistes”, De la Martinière, Paris 2011
نمایشگاه ها
• 1972
• Ganvie People, Falomo, Nigeria
• 1977
• Retrospective, Galerie Litho, Tehran; Ce jour là, Galerie FNAC, Paris
• 1980
• Iran, the revolution, موزه هنرهای معاصر تهران ; Darvazeh Ghar mosque, Tehran; Fundacao Cultural, Rio de Janeiro
• 1982
• Citizen of the Third World, Photographer’s Gallery, London; Open Eye Gallery, Liverpool, G.B.
• 1983
• Retrospective, Consejo de Fotogragia, Mexico
• 1984
• Retrospective, Galerie ARPA, Bordeaux, France
• 1986
• Votez pour Moi, Galerie Magnum, Paris
• 1991
• Retrospective, Imagina, Almeria, Espana
• 1992
• Return to Mexico, Mexico Cultural Center, Paris; Maison pour Tous, Calais
• 1994
• Retornos a Mexico, Centro Nacional de la Fotografia, Mexico
• 1999
• Islamies, Place Royale, Brussels
• Islamies, Arab World Institute, Paris
• Chrétiens, House of Photography, Moscou
• Chrétiens, Eberhardskirche, Stuttgart
• 2002
• Iran, the revolution, The Grey Gallery, New York
• Viaggio negli Islam del mondo, Palazzo Vecchio, Firenze, Italia
• Visiones de l’Islam, la Caixa, Tarragona, Madrid, Malaga, Orense, Espana
• IranDiary, Visa in Perpignan, France
• 2003
• Visiones de l’Islam, la Caixa, Girona, Granada, Pamplona and Palma de Mallorca, Espana
• 2004
• Iran, Haus der Kulturen der Welt, Berlin
• Resurgence of Shias, Visa in Perpignan, France
• Ya Saddam, Noorderlicht, Leeuwarden, Hollande
• Islams, The United Nations, New York
• 2005
• Sur la Route des Esprits, La Chambre Claire, Paris
• 2006
• The Children of Abraham, Nobel Peace Center, Oslo
• Islams and Shias, Vicino/Lontano, Udine, Italia
• 2007
• The Children of Abraham, Groningen and Amsterdam, Holland
• 2008
• The Children of Abraham, Institut Français de Fès, Morocco
• Jardin Botanique, Brussels, Belgium
• 2009
• In Whose Name?, Magnum Gallery, Paris
• Visa, Perpignan
• Gallerie Polka, Paris
• 2011
• Abbas, 45 Years in Photography, National Museum of Singapore
My photography is a reflection, which comes to life in action and leads to meditation. Spontaneity – the suspended moment – intervenes during action, in the viewfinder.
تهیه : فائزه حریفی