بخش اعضای گروه
وبسایت شخصی اعضا گروه
گروه عکاسان سپید | تکنیک های ترکیب بندی در عکاسی ( بخش اول )
گروه عکاسان سپید
گروه عکاسان سپید،گروه عکاسی،گروه سپید،سپید،گروه عکاسی بوشهر،عکاسی بوشهر،عکس بوشهر،بوشهر،شهر بوشهر،استان بوشهر،نگارخانه آنلاین،نگارخانه،عکاسی مقدماتی،آموزش مقدماتی عکاسی،عکاسی،عکاسی دیجیتال،عکاسی پیشرفته،نی مه،عکاسی حرفه ای،دوربین،دوربین عکاسی،آموزش عکاسی،آموزش عکاسی مقدماتی،آموزش عکاسی دیجیتال،آموزش عکاسی بوشهر،دفتر نی مه،آثار عکاسی،مجموعه آثار عکاسی،عصرانه عکاسی،سید محمد فاطمی،سید فاطمی،مرتضی زنده بودی،علی نصوری،علی اصغر نصوری
5232
rtl,wp-singular,post-template-default,single,single-post,postid-5232,single-format-standard,wp-theme-bridge,wp-child-theme-bridge-child,ajax_fade,page_not_loaded,,side_area_uncovered_from_content,qode-child-theme-ver-1.0.0,qode-theme-ver-9.2,wpb-js-composer js-comp-ver-6.9.0,vc_responsive

تکنیک های ترکیب بندی در عکاسی ( بخش اول )

تکنیک های ترکیب بندی در عکاسی ( بخش اول )

اول از همه، باید تعریف کنیم منظور از «ترکیب بندی – composition» چیست. ترکیب بندی در عکاسی به شیوه ای که عناصر گوناگون یک صحنه، داخل کادر عکس قرار می گیرند، اطلاق می شود. همانطور که قبلا گفتم، اینها قوانین سفت و سختی نیستند، بلکه یک سری توصیه و راهنمایی هستند. گفته می شود بیشتر این راهکارها هزاران سال است در هنر استفاده می شوند و در بدست آوردن ترکیب بندی های جذاب تر واقعاً کمک دهنده هستند.

 

با شناخته شده ترین تکنیک ترکیب بندی شروع می کنیم: قانون یک سوم.

۱-قانون یک سوم

خب، من همین حالا گفتم که وقتی موضوع ترکیب بندی مطرح می شود هیچ «قانون» انعطاف ناپذیر و خشکی وجود ندارد، ولی بلافاصله اولین چیزی که نوشتم «قانون» یک سوم بود. در دفاع از خودم باید بگویم من نقشی در این نام گذاری ندارم. قانون یک سوم (rule of thirds) بسیار ساده است. کادر را به ۹ مستطیل مساوی، با ۳ خط عرضی و ۳ خط طولی، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده، تقسیم کنید. بسیاری از سازندگان دوربین عکاسی قابلیت نمایش این شبکه (grid) را در حالت نمای زنده (live view) دوربین قرار داده اند. دفترچه راهنمای دوربین خود را چک کنید تا ببینید چطور می توانید این قابلیت را فعال کنید.

ایده این است که اِلِمان های مهم صحنه در طول یک یا چند خط یا جایی که خطوط همدیگر را قطع می کنند، قرار گیرند. همه ی ما به طور طبیعی تمایل داریم سوژه اصلی را وسط کادر قرار دهیم. قرار دادن آن دور از مرکز با استفاده از قانون یک سوم منجر به داشتن ترکیب بندی جذاب تری می شود.

در این عکس خط افق را تقریبا در امتداد خط یک سوم پایینی کادر و بزرگترین و نزدیک ترین درخت ها را در طول خط سمت راست قرار دادم. قطعاً اگر درخت های بلندتر را در وسط کادر قرار می دادم، عکس دیگر یک چنین تأثیری نداشت.

در این عکس ازمیدان Old Town واقع در پاراگوئه، خط افق را به موازات یک سوم بالایی کادر قرار دادم. بیشتر ساختمان ها در یک سوم میانی قرار دارند و خود میدان یک سوم پایینی را پوشش می دهد. منارهای مخروطی کلیسا نزدیک خط عمودی سمت راست کادر قرار دارند.

در ادامه نمونه های دیگر از قانون یک سوم را ببینید:

 

۲- ترکیب بندی مرکزی و تقارن

حالا که به شما گفته ام سوژه اصلی را در وسط کادر قرار ندهید، می خواهم به شما بگویم دقیقاً عکس این کار را بکنید! بعضی مواقع اگر سوژه را در وسط کادر قرار دهید خیلی خوب جواب می دهد. صحنه های متقارن گزینه مناسبی برای ترکیب بندی مرکزی هستند و در ضمن در کادر های مربعی خیلی خوب به نظر می رسند.

 

این عکس از پل Ha’penny در شهر زادگاه من، Dublin (پایتخت ایرلند)، کاندید فوق العاده ای برای ترکیب بندی مرکزی بود. سازه ها و جاده ها اغلب سوژه های خیلی خوبی برای این جور ترکیب بندی هستند.

صحنه هایی که دارای بازتاب هستند، فرصت مناسبی برای استفاده از تقارن درترکیب بندی فراهم می کنند. در این عکس، من از ترکیب قانون یک سوم و تقارن برای ترکیب بندی صحنه استفاده کرده ام. درخت نه در مرکز بلکه در سمت راست کادر قرار دارد و آبِ تقریباً بی حرکت و راکد دریاچه، تقارن ایجاد کرده است. شما هم اغلب می توانید از چند تکنیک و راهکار ترکیب بندی در یک عکس استفاده کنید.

 

۳- جذابیت پیش زمینه و عمق

اضافه کردن مقداری جذابیت در پیش زمینه، راه خیلی خوبی برای ایجاد حسی از عمق در صحنه است. عکس ها به طور معمول دو بُعدی (۲D) هستند. افزودن جذابیت پیش زمینه در کادر یکی از تکنیک هایی است که می توان حس سه بُعدی بیشتری به صحنه داد.

در این عکس که از یک آبشار در هلند گرفته شده، تخته سنگ های داخل رودخانه، منبع فوق العاده ای برای ایجاد جذابیت پیش زمینه هستند. اضافه کردن جذابیت پیش زمینه مخصوصا با لنزهای واید (wide-angle) خیلی خوب از آب در می آید.

این عکس را در منطقه Docklands شهر Dublin گرفتم. میخ لنگر که در جلوی اسکله قرار دارد، جذابیت پیش زمینه خوبی در این عکس ایجاد کرده است. به نظر من عمق خوبی به ترکیب بندی اضافه کرده است. وقتی این عکس را میگرفتم، میخ لنگر فقط چند متر جلوتر از من قرار داشت. قرار دادن آن در کادر به صحنه عمق داد چون عنصری بود که در نزدیکی من قرار داشت و پل و ساختمان های دیگر در دوردست و بقیه چیزها هم مابین این دو فاصله قرار داشتند.

دوستی که آن روز عصر همراه من بود، پایش به یکی از این لنگر ها گیر کرد و در نهایت به یک کلوزآپ خیلی نزدیک از رودخانه رسید! حدس می زنم این هم راهی برای عمق دادن به صحنه باشد

 

۴- کادر در کادر

یک روش مؤثر دیگر برای به تصویر کشیدن عمق درون صحنه قرار دادن «کادری درون کادر عکس» است. دنبال عناصری مثل پنجره ها، طاق های قوسی شکل و شاخه های معلق بگردید تا صحنه را با آنها کادربندی کنید. دقت کنید این «کادر» الزاما نباید تمام صحنه را در برگیرد تا مؤثر باشد. به این تکنیک کادربندی در عکاسی، کادربندی طبیعی نیز گفته می شود.

در عکس بالا که از میدان St Mark در ونیز گرفته شده، از دروازه طاق دار برای کادربندی قصر سلطنتی St Marks Basilica و برج کلیسا در انتهای میدان استفاده کردم. استفاده از مناظر قابل مشاهده از داخل طاق های قوسی شکل ویژگی مشترک نقاشی عصر رنسانس برای به تصویر کشیدن عمق بوده است. همانطور که می بینید وقتی این عکس را گرفتم، میدان کاملا خالی بوده است. این یکی از مزایای بیدار شدن ساعت ۵ صبح است. صبح های خیلی زود، بهترین زمان عکاسی برای من است تا از خانه بیرون بزنم و با دوربین این طرف و آن طرف بروم.

کادر ها لزومی ندارد پنجره ها یا قوس های ساخت دست بشر باشند. عکس زیر از County Kildare در ایرلند گرفته شده است. این بار، از تنه درخت در سمت راست و از شاخه معلق آن برای ساخت قابی اطراف چشم انداز که شامل پل و خانه قایقی می شود، استفاده کردم. دقت کنید با اینکه این «قاب» تمام چشم انداز را در بر نمیگیرد ولی هنوز هم به تصویر عمق بخشیده است.

استفاده از «یک کادر داخل کادر عکس» فرصت مناسبی است تا از محیط اطرافتان به شکلی خلاقانه در ترکیب بندی استفاده کنید.

 

۵- خطوط هدایتگر

خطوط هدایتگر (Leading lines) یا هدایت کننده به هدایت بیننده درون تصویر و جلب تمرکز بر عناصر مهم، کمک می کنند. هر چیزی مثل مسیرها، دیوارها و یا الگوها می تواند به عنوان خطوط هدایت گر استفاده شود. به نمونه های زیر نگاهی بیاندازید.

در این تصویر از برج ایفل، من از الگوهای روی سنگ فرش به عنوان خطوط هدایتگر استفاده کرده ام. همه خطوط روی زمین، چشم های بیننده را به سمت برج ایفل درفاصله دور هدایت می کنند. همچنین توجه کنید که من از یک ترکیب بندی مرکزی برای این صحنه استفاده کرده ام. تقارن محیط اطراف من سبب شده این نوع ترکیب بندی خوب از آب درآید.

خطوط هدایتگر لزوما نباید مثل عکس بالا بصورت مستقیم باشند. در واقع خطوط منحنی می توانند ابزار ترکیب بندی بسیار جذابی باشند. در این جا، این راه، بیننده را ابتدا به سمت راست کادر هدایت می کند و سپس به چپ، به سمت درخت می چرخاند. به علاوه هنگام گرفتن عکس از قانون یک سوم هم استفاده کرده ام.

 

۶- خطوط قطری و مثلث ها

اغلب گفته می شود که مثلث ها و خطوط اریب یک «تنش پویا» به عکس می افزایند. البته نامادری من هم کارش را در ایجاد تنش در هر صحنه ای به خوبی انجام می دهد. و اما منظور ما از تنش پویا (dynamic tension) چیست؟ توضیح این مفهوم می تواند سخت باشد و کمی متکلفانه به نظر برسد. این طور در نظر بگیرید که خطوط افقی و خطوط عمودی ثبات را نشان می دهند. اگر شما یک نفر را در حالت ایستاده روی یک سطح افقی ببینید، او کاملا پایدار و با ثبات به نظر خواهد رسید. حالا این مرد را روی یک سطح شیب دار قرار دهید، به نظر کمتر پایدار خواهد بود. این کار باعث ایجاد سطح معینی از تنش بصری می گردد. ما زیاد به خطوط مورب در زندگی روزمره عادت نداریم. آنها ناخودآگاه نشان از بی ثباتی هستند. ترکیب مثلث و خطوط مورب در عکس های ما می تواند به ایجاد این احساس «تنش پویا» کمک کند.

گنجاندن مثلث ها درون یک صحنه راهی بسیار موثر برای ارائه تنش پویا است. مثلث ها می توانند اشیاء مثلث شکل واقعی یا مثلث های ضمنی (غیر آشکار) باشند. این موضوع را با جزئیات بیشتری توضیح خواهم داد.

این عکس از پل ساموئل بکت در دوبلین، تعداد زیادی مثلث و خطوط مورب را با صحنه آمیخته است. این پل به خودی خود یک مثلث واقعی است (در واقع قرار بود کنار آن چیزی شبیه یک ساز چنگ باشد). همچنین چند مثلث ضمنی در صحنه وجود دارد. توجه کنید که چگونه خطوط هدایتگر در سمت راست کادر تماما قطری هستند و مثلث هایی را تشکیل می دهند که همه در همان نقطه بهم می رسند. این مثلث ها ضمنی هستند. داشتن خطوط قطری که به جهت های مختلف می روند تنش پویای زیادی به صحنه می افزاید. یک بار دیگر می توانید ببینید که من چگونه دو روش را برای ایجاد تصویر ترکیب کرده ام: خطوط هدایتگر و قطری.

در این تصویر از هتل de Ville در پاریس، مثلث های ضمنی و خطوط قطری حس تنش پویا را ایجاد کرده اند. ما در زندگی روزمره عادت به دیدن ساختمان هایی که به چنین زاویه ای متمایل هستند، نداریم. این وضعیت کمی مغایر با احساس تعادل ماست. این چیزی است که تنش های بصری را ایجاد می کند.

۷- الگوها و بافت ها

انسان ها به طور طبیعی جذب الگوها می شوند. الگوها از لحاظ بصری جذاب هستند و هارمونی ایجاد می کنند. الگوها می توانند ساخت دست بشر مثل یک ردیف از قوس ها یا طبیعی مانند گلبرگ های گل باشند. جای دادن الگوها در عکس های شما همیشه روشی خوب برای ایجاد یک ترکیب دلپذیر است. بافت هایی با نظم کمتر هم می توانند بسیار چشم نواز باشند.

عکس بالا در تونس گرفته شده است. من الگوی سنگ فرش ها را برای هدایت چشم به ساختمان گنبدی شکل استفاده کرده ام. خود ساختمان شامل الگویی در قالب یک ردیف از قوس هاست. سقف گنبدی شکل هم قوس های زیرینش را تکمیل کرده است.

در تصویر دوم هم که در تونس گرفته شده، من بافت سنگی که روی زمین کار شده را واقعا دوست دارم. این الگو نسبت به الگوی عکس اول نظم کمتری دارد، اما بازی نور و سایه بر روی سطح بسیار خوشایند است. بافت های جالبی هم بر روی دیوارها و سقف این راهرو وجود دارد. همچنین ممکن است متوجه شده باشید که سقف قوس دار یک «کادر در کادر» در اطراف آن مرد و کافه ی آن طرف گذرگاه ایجاد کرده است.

 

۸- قانون فرد ها

در دنیای عکاسی، قطعا عجایب زیادی وجود دارد، اما قانون فرد ها چیز کاملا متفاوتی است. این قانون می گوید که اگر تعداد فردی از سوژه ها در یک تصویر وجود داشته باشد، عکس جذابیت بصری بیشتری خواهد داشت. نظریه ی مذکور تعداد زوج عناصر در یک صحنه را عامل حواس پرتی می داند، چنان که بیننده نمی داند روی کدام سوژه تمرکز کند. تعداد فرد عناصر، طبیعی تر دیده شده و آسان تر به چشم می آید. قطعا این قانون در بعضی موقعیت ها قابل اجرا است اما صادقانه بگویم من فکر می کنم در بسیاری از موارد نیز اینچنین نیست. اگر شما چهار فرزند داشته باشید چه؟ چگونه تصمیم می گیرید که کدام یک عکس را ترک کند؟

عکس بالا نمونه ای از قانون فردها است. من عمدا صحنه را به گونه ای کادربندی کرده ام که شامل سه قوس شود. من فکر می کنم که دو قوس به این خوبی جواب نمی داد و ممکن بود توجه بیننده را تقسیم کند. همچنین همینطوری اتفاق افتاد که سه نفر در صحنه باشند. به علاوه این ترکیب استفاده از الگوها و «کادر هایی درون یک کادر» را ایجاد کرده است.

 

در عکس بالا از دو قایقران در ونیز، خواهید دید که من به طور کامل قاعده ی فردها را نادیده گرفته ام. این درست است که احتمالا توجه شما به عقب و جلو بین دو قایقران حرکت می کند. با این حال این دقیقا شبیه یک مکالمه بین دو نفر است، یک رفت و برگشت. به همین دلیل، من فکر می کنم استفاده از تعداد زوج افراد در این مورد موثر بوده است.

 

۹ – کادر را پُرکنید

کادر را با سوژه ی خود پُر کنید، باقی گذاشتن فضای کم و یا هیچ فضایی در اطراف سوژه می تواند در شرایط خاص بسیار موثر باشد. این کار به تمرکز کامل بیننده بر روی سوژه ی اصلی بدون هیچگونه حواس پرتی کمک می کند. پُر کردن کادر با سوژه به بیننده اجازه می دهد جزئیاتی از سوژه را کشف کند که اگر عکس از دورتر گرفته می شد این کار ممکن نبود. پُر کردن کادر اغلب باعث می شود آنچنان به سوژه نزدیک شوید که عناصری از سوژه را حذف کنید. در بسیاری از موارد، این کار به ایجاد ترکیبی بسیار بکر و جالب می انجامد.

در این عکس از گربه خانگی من در سمت چپ، شما متوجه خواهید شد که من کادر را کاملا با چهره اش پر کرده ام، حتی کناره های سر و یالش کراپ شده است. این کار به بیننده اجازه می دهد روی جزئیاتی مانند چشم یا بافت پوست حیوان واقعا تمرکز کند. احتمالا متوجه شده اید که من از قانون یک سوم هم در این ترکیب بندی استفاده کرده ام. او یک حیوان خانگی دوست داشتنی است، اما شما باید وضع مبلمان مان را ببینید. به علاوه او بچه ها را دوست دارد اما نمی تواند درسته بخوردشان!

در عکس دوم از کلیسای نوتردام در پاریس، من فضای بسیار کمی را در اطراف کناره های ساختمان باقی گذاشته ام. نکته این عکس به نمایش گذاشتن جزئیات معماری نمای جلوی ساختمان است.

۱۰-فضای منفی باقی بگذارید

یک بار دیگر، من می خواهم به طور کامل با خودم مخالفت کنم! در دستورالعمل بالا، به شما گفتم که پُر کردن کادر به عنوان یک ابزار ترکیب بندی موثر است. حالا می خواهم بگویم که انجام کار دقیقا مخالف با پیشنهاد قبلی نیز موثر است. باقی گذاشتن فضای خالی زیاد و یا به عبارتی «فضای منفی» در اطراف سوژه ی شما می تواند بسیار جذاب باشد. این روش حسی از سادگی و مینیمالیسم ایجاد می کند. مانند روش پُر کردن کادر، این شیوه هم به تمرکز بیننده بر روی سوژه اصلی بدون حواس پرتی کمک می کند.

این عکس از مجسمه غول پیکر شیوا خدای هندو در موریس یک مثال خوب از استفاده از فضای منفی است. مشخصا مجسمه سوژه ی اصلی (فضای مثبت) است اما من فضای زیادی که فقط با آسمان پر شده را در اطراف آن باقی گذاشته ام. این عکس توجه ما را بر روی خود مجسمه متمرکز می کند در حالی که به سوژه اصلی «فضایی برای تنفس» یا به عبارتی برای صحبت می دهد. ترکیب بندی هم یک حس سادگی ایجاد می کند. هیچ چیز پیچیده ای در مورد صحنه وجود ندارد. این مجسمه توسط آسمان احاطه شده، همین! من از قانون یک سوم هم برای جای دادن مجسمه در سمت راست کادر استفاده کرده ام.

ادامه مطلب را در بخش دوم مطالعه بفرمایید…

سید
dairyfatemi@yahoo.com